شعر عاشقانه
شعر عاشقانه
دوشنبه سی ام تیر 1393 | 4:26 بعد از ظهر | ميلاد |

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود         فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او       صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

استاد سازگار

 

http://m-farhangi.iut.ac.ir/edare/uploads/fck/1(91).jpg


برچسب‌ها: شعر استاد سازگار, شعر کوتاه, شعر و ادبیات, ادبیات فارسی, امام علی
شنبه بیست و هشتم تیر 1393 | 4:45 بعد از ظهر | ميلاد |

هرچه میخواهد دل تنگت بگو

از بدی هایی که من کردم بگو

تو بگو مینشینم تا سحر گوش میدهم

هرچه کردم از بدی خوبی بگو

مینشستم بر سره بالین تو

التماست را کرده بودم تو بگو

وقتی رفتی بغض من ترکیده بود

از برایت خون گریه کردم تو بگو

دست من در دست تو بودش ولی ...

دست تو بودش ز دست دیگری این را بگو

 من بدی بسیار کرده ام راست گفته ای

دوست داشتن جرم من بود آری بگو

شاعر : میلاد جان محمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر های میلاد جانمحمدی, شعر های عاشقانه, مطالب عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه
دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 1:26 قبل از ظهر | ميلاد |

روزه ام را باز با آغوش تو وا می کنم
تا سحر چشمان مستت را تماشا می کنم
بی مهابا صورت ماه تو را می بوسم و
از همین امروز عید فطر برپا می کنم
چشم وگوش وبینی ولب را به دنیا بسته ام
تشنـه ی عشـق تـوام اما مدارا می کنم
در نماز ظهر رکعتهای من گم می شود
عصر ها خود را در آغوش تو پیدا می کنم
ای عزیزان زندگی کاری که با یوسف نکرد
من پس از افطار آن را با زلیخا می کنم
روزه دارم هر چه می بینم دلم لک می زند
بین این مو گنـد میــها یاد حــوا می کنـم
هر که می آید نویدم می دهد عاشق شوم
تا برای عشق جایی نیست ، بی جا می کنم
روزه ی مریم نشسته بر لب معشوقه ام
آخرش یک روز من این روزه را وا می کنم...


استاد فرامرز عرب عامری


برچسب‌ها: فرامرز عرب عامری, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, مطالب عاشقانه, عاشقانه
یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 1:54 بعد از ظهر | ميلاد |

آدمهایى هستند در زندگیتان؛
نمی گویم خوبند یا بد..
چگالى وجودشان بالاست...

افكار،
حرف زدن،
رفتار،
محبت داشتنشان
و هر جزئى از وجودشان امضادار است...

یادت نمی رود
"هستن هایشان را.."
بس كه حضورشان پر رنگ است و بسیار "خواستنى"...

ردپا حك می كنند اینها روى دل و جانت...
بس كه بلدند "باشند"...

این آدمها را، باید قدر بدانى...
وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهاى
بى امضایى كه شیب منحنى حضورشان، همیشه ثابت است...

https://sp3.yimg.com/ib/th?id=HN.608029853062728747&pid=15.1&P=0

 


برچسب‌ها: متن زیبا, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, متن عارفانه, عاشقانه
شنبه بیست و یکم تیر 1393 | 6:25 بعد از ظهر | ميلاد |

 

ایـن روزهــا....
دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه ام
حــال مـ ــن خــــــــوب است
خــوبِ خــوب
فقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانی
همــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ست
و فکـر مـی کنـــم
ایـن روزهـــا...
خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه است
چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدا
او...
از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه است
و مـــن...
از تکـــ ــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم...


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, متن حسین پناهی, شعرکوتاه, مطالب عاشقانه
جمعه بیستم تیر 1393 | 6:32 بعد از ظهر | ميلاد |

ﺩﺭﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ " ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ .."...
ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﻤﻲ ﮔﻮﻳﺪ !....
ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ....
ﺩﺧﻞ ﻭ ﺧﺮﺟﺶ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﻫﻢ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪ ...
ﺻﺒﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ....
ﻭﻟﻲ ﺩﺭﺩﻫﺎﻳﺶ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ !!!....
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ !!.. ﮐﺎﺵ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺴﺘﻲ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ
ﺍﺳﺖ ،ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺟﻤﻠﻪ : " ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ "...

برام دعا کن رفیق

 

 

http://www.eshghentezar.com/imgcenter/uploads/1409188518.jpg


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, عاشقانه, برایم دعا کن, پیامک دعا کردن
سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 11:36 بعد از ظهر | ميلاد |

رفتــــــه ای

در دورترین نقطه ی حوصله نشسته ای

دیگرفرقی نمیکند

باران ببارد / نبارد

گنجشک احساسم آواز بخوانــد/نخوانـــد

حالا دیگر فاصله یبین نگاه مــن و تــو

ناچــــیزاست ...

چیزی شبیـه دیدار مـــاه با خورشیـــد...

برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, عاشقانه, مطالب عاشقانه
سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 2:41 بعد از ظهر | ميلاد |

بیا تمامش کنیم..
همه چیز را ...
ک نه من سد راه توباشم ونه تومجبورشوی به ماندن..
بیخیال من ...
بیخیال همه خاطره های ریزو درشتی که جاگذاشتى..
بیخیال دلی که شکست... بیخیال!بخند..
تو که مقصر نبودی!من این بازی راشروع کردم .
خودم هم تمامش می کنم.میدانی؟
گاهی نرسیدن زیبا ترین پایان یک عاشقانه است...بیا ب هم نرسیم


برچسب‌ها: عاشقانه ها, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, عاشقانه مطلب
دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 1:18 بعد از ظهر | ميلاد |

این روز هایم به تظاهر میگذرد ....

تظاهر به شاد بودن ...

تظاهر به زندگی کردن ...

تظاهر به بی خیالی ....

اما واقعیت چیز دیگریست ...

این بغض لعنتی دیگر امانم نمیدهد ...

هرچقدر پا میزنم چرخ روزگارم نمیچرخد...

دلم هوس یک خواب کرده یک خواب آرام ...

دور از آشفتگی بغض بدون بیدار شدن ...


برچسب‌ها: تظاهر, غمگین, مطالب غمگین, شعر عاشقانه, شعر عشق
یکشنبه پانزدهم تیر 1393 | 6:18 بعد از ظهر | ميلاد |

خداونـــــــدا




شعور من از درک حکمت و قضا قدرت عاجز




است
معجزه ات را بفرست





برچسب‌ها: مطالب عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه, شعر, عاشقانه
یکشنبه پانزدهم تیر 1393 | 6:17 بعد از ظهر | ميلاد |

اسمش آدم است ...

اما تو بــاور نکن..

گاهی کــاری می کند که از پس هیچ گــرگی بر نمی آیــد..!

-----------------------------------

دیشب خوابی دیدم
کسی شبیه تو را ...
اما ...
مرا دوست داشت !!

--------------------------------

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
يا چه کردم که نگه باز به من می نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حريفان که تو منظور منی
ديگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همايی و من خسته بيچاره گدای
پادشاهی کنم ار سايه به من برفکنی

----------------------


برچسب‌ها: اسمس عاشقانه, شعر عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, شعر و پیامک عاشقانه
شنبه چهاردهم تیر 1393 | 4:47 بعد از ظهر | ميلاد |

دو سال است که می دانم بی قراری چیست
درد چیست
مهربانی چیست
دو سال است که می دانم آواز چیست
راز چیست ....
چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند
امروز من دو ساله می شوم ....


برچسب‌ها: مطالب کوتاه عاشقانه, متن عاشقانه, عکس عاشقانه, عشق و عاشقی
شنبه چهاردهم تیر 1393 | 4:33 بعد از ظهر | ميلاد |

این روزها ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ

ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ

ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ

ﻣﺎ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ

------------------------

گاهی باید بی رحم بود

نه با دوست نه با دشمن بلکه با خودت …

و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت میزنی به صورتت

------------------------

روزی کـــه تـــو آمــدی بــه دنیـــا عریـــان

جمعـــی بـــه تـــو خنــــدان و تـــو بـــودی گریـــــان

کــــاری بکــن ای دوست کـــه وقت مـــردن

جمعــــی بـــه تـــو گریـــان و تـــو باشـــی خنــــدان

-------------------------------------

ﺣﺎﻟﻢ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﮔﯽ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ

ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ



برچسب‌ها: اسمس عاشقانه, شعر عاشقانه, پیامک, شعر, شعر کوتاه
چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 1:30 بعد از ظهر | ميلاد |

About
.............................................

دوستان با نظراتتون منو خوشحال کنید

برای رسیدن به
مطلب مورد نظرتون
به قسمت موضوعات وب
سر بزنید
Menu
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................
-------------------------