شعر عاشقانه
امشب یکی از شعر های جدیدمو میذارم تو وب منتظر انتقاداتونم شب بارانی تو یاد کنی یا نکنی باز عزیزی هرچند گرفتی عشقم رو به بازی اون گرگ صفت بود تو ندونی اومد تو شدی دشمن خونی هر دم به هوایت شعر نوشتم این خاک منم تورو سرشتم ای دوست نشو دشمن جونم من درد کشیدم نگرونم من چشم نبستم به گناهت آسون ننشستم سره راحت تو دگر ندوز به من نگاهت این عشق نبوده بوده عادت شاعر : میلاد جانمحمدی دوستان شعر عاشقانه اگر دارید بفرستید تا به اسم خودتون تو وب بذارم شعر جدیدمو بخونید و نظر بدین منتظره انتقاد و پیشنهاداتون هستم تمام نا تمام نمی دونم چجور بگم یه حس بد تو قلبمه یه بغض صد ساله دارم منتظره شکستنه این روزا دل داد میزنه بی خودی فریاد میزنه میخواد بگه خسته شده گاهی به دریا میزنه تمومه نا تمومه من بسه دیگه تو ام برو تمومه نا تمومه من آره دوست دارم تورو شاعر : میلاد جانمحمدی موفق و پیروز باشین این شعر زیبا تقدیم به همگی معنی لبخند چیست ؟ شور سرازیری است حال پس از گریه است در پس یک کوه سخت لذت یک قله است معنی پیروزی است در سر این سرنوشت خنده دوای من است مرحم زخم دل است بر سر هر ماجرا هرچه توانی بخند داد نزن شاد باش میگذرد روزگار شاعر : هوشنگ هوشنگی صبر خود را نشان بده شاعر واژه را تو جان بده شاعر لحظه ها با خود تماشاییست شاهدی را بیان بده شاعر یک غزل گو به طعم استغنا تو به هضمش زمان بده شاعر هر رباعی که می نویسم را شب چه دادی همان بده شاعر باتو میگویم ای فلانی گوش یه قلم نردبان بده شاعر دو قدم مانده تا طلیعه ی نور طاقتم را امان بده شاعر شرفت را قسم دو بیتی گو که به نقدش اذان بده شاعر کورم و درد من مداوا کن عینکی بی امان بده شاعر زدم آخر به سیم آخر من اتصالی به آن بده شاعر سعی کردم نشد به قافیه هیچ به رحیقت توان بده شاع شاعر : رضا رحیق شعر عاشقانه دوباره ها دوباره بغض، دوباره شب سکوت خیس چشم ها دوباره من، دوباره تو بدون لمس دست ها سوای من، سوای تو دوباره این دوباره ها دوباره می شود دلم خراب این دوباره ها اگر که نیست دست تو در این سکوت خیس شب ولی دل خراب من خوش است به این دوباره ها بیا که دست گرم تو دوای این دوباره هاست دوباره اشک دوباره غم دوباره اوج دردهاست شاعر : روح الله شاه سنایی امروز یکی از شعرامو میذارم تو وبلاگم امید وارم خوشتون بیاد منتظر نظرای خوبتون هستم بغض با بغض نوشتم که دگر خواب ندارم غصه شده همراه منو راه ندارم آن دوست که بود محرم رازم دشمن شد و بعد از آن دگر راز ندارم غصه نه کمو بسیار دیدم ظاهر که همه دوست بودند باطن همه را گرگ دیدم زین پس نخرم غصه به جانم من درد کشیدم نگرانم دانی که چه گفتم تو شنیدی غصه تویی و تو را برانم شاعر : میلاد جانمحمدی فهمیده ام از چه بود ناوک هایت پیامک تنهایی بی تو هر روز بهارم چو شب پاییز است
برچسبها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعر عاشقانه میلاد جانمحمدی, شعر عاشقانه زیبا
برچسبها: شعر عاشقانه, شعر تمومه نا تمومه من, شعر عاشقانه غمگین, شعر عاشقانه تنهایی, شعر غم
معنی لبخند چیست ؟
برچسبها: شعر عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعر نو عاشقانه, شعر عاشقانه کوتاه, شعر هوشنگ هوشنگی معنی لبخند
برچسبها: شعر عاشقانه, شعر نو عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعر های عاشقانه, شعر نو رضا رحیق
برچسبها: شعرهای زیبای عاشقانه, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه جدید, شعر روح الله شاه سنایی
برچسبها: شعر عاشقانه, شعر غم, شعر عاشقانه کوتاه, شعر های عاشقانه کوتاه, شعر کوتاه
آن عشوه ناز تو پاتک هایت
معلوم شد از عشق نبوده کاری
از طرز نگاهت و پیامک هایت
بی تو اشکان دو چشمم ز مژه لبریز است
بی تو حتی خوشترین لحظه برایم کابوس
لحظه تحویل سال نو ملال انگیز است
برچسبها: پیامک تنهایی سال نو, شعر تنهایی, پیامک غم, شعر خیلی کوتاه برای اسمس
سلام به همه دوستای خوب امید وارم حال همگی خوب باشه
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت
3:46 قبل از ظهر توسط ميلاد| |
سلام به همگی امیدوارم حال خوبی داشته باشین
نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت
0:0 قبل از ظهر توسط ميلاد| |
سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت
11:21 بعد از ظهر توسط ميلاد| |
شاعر
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت
12:57 بعد از ظهر توسط ميلاد| |
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت
3:5 بعد از ظهر توسط ميلاد| |
سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
2:55 بعد از ظهر توسط ميلاد| |
شعر عاشقانه
نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت
9:19 بعد از ظهر توسط ميلاد| |

