تبليغاتX
شعر عاشقانه و عشق

سلام اینم چند تا اس ام اس بخونید و نظر بدید

 

نمي دونم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم

كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان مي بسته  خواهد شد

----------------------------

برات يه هديه دارم ##**#####**# # اين يه سيم خار داره. بپيچ دورت تا كسي دستش به گل من نرسه

.....................

خوردن شيريني خيلي راحته . خواندن داستان هايه شيرين خيلي راحته اما پيدا كردن يه دوست شيرين خيلي سخته راستشو بگو چجوري منو پيدا كردي؟

 / / / / / / / / / / / / / / / / /

در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان : دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي

.......................

چند تا دوسم داري؟ هميشه وقتي يكي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ مي گفتم

ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم يكي !!! مي دوني چرا چون قوي ترين و بزرگترين

عدديه مه ميشنا سمش دقت كردي قشنگترين و عزيز ترين چيزايه دنبا هميشه يه دونن

ماه يكيه خورشيد يكيه زمين يكيه خدا يكيه مادر يكيه پدر يكيه تو هم يكي هستي وسعت عشق من به تو هم يكيه پس اسنو از الان تا هميشه بدون كه يكي دوست دارم

............

چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدنت نباشد

....

سكوتم را به باران گريه كردم تمام زندگي ر گريه كردم نبودي در فراغ شانه هايت به هر خاكي رسيدم گريه كردم

...........

 

زندگی را دوست دارم به شرطه آنکه :


ز: آن زندان نباشد!


ن: آن ندمت نباشد


د: آن درماندگی نباشد


گ: آن گورستن نباشد


ی: آن یاس نباشد

............................

 

بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

نظر نظر نظر بدين لطفا

 

 

 

+ نوشته شده توسط ميلاد در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 4:39 قبل از ظهر |

به نام خدا

 

...................

وقتي كه ديگر نبود

من به بودنش نيازمند شدم

                                                                 

وقتي كه ديگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

 

وقتي كه ديگر نميتوانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

 

وقتي كه او تمام كرد

من شروع كردم ........

وقتي او تمام شد......من آغاز شدم

 

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگي كردن است

مثل تنها مردن

......

دل بيا بريم

از عشق ديگه نگيم

درد عشقي كه كشيديم

جز خدا به كسي نگيم

..............

 

من پذیرفتم شکست عشق را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این درد آشنا دیوانه است

می روی شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

گرچه تو شادان تر از من میروی

آروز دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی دردرا

تلخی برخوردهای سردرا

..............

دختره به پسر گفت : من قشنگنم؟ پسره گفت: نه

دختر از پسر پرسيد : مي خواي تا هميشه پيشت باشم؟ پسر گفت: نه

دختر به پسر گفت : اگه من يه روز تركت كنم گريه مي كني؟ پسر گفت : نه

دختر گريه مي كرد و نژمي خواست بره كه پسر دستش رو گرفت و گفت:

به نظر من تو قشنگ نيستي بلكه الهه ي زيباي هستي

من مي خوام پيشم باشي ...... بلكه نيازمه تا آخر عمرت با من بموني

اگه يه روز تركم كني گريه نمي كنم بلكه ميميرم

............

بهترین دوست اونیه که باهاش ساکت روی یه سکو بشینیو هیچی نگی....

 

و وقتی ازش دور شدی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی....

 

تا حالا چنین دوستیو تجربه کردی....؟؟

............

یه روزی یه پسری بود که یه دختررو خیلی دوسش داشت....دلش می خواست تا آخر عمرش با اون دختر

 

باشه....اما....دختره همیشه می گفت : من اگر چشم داشتم و بینا بودم تا آخر عمرم باهات می موندم...

 

من دوست ندارم توی تاریکی من تو حروم بشی.....

 

و پسر بود که همیشه از این موضوع رنج می کشید و تو خودش می شکست و دم نمیزد....

 

تا این که یه فردی پیدا شد که حاضر شد به دختر چشم بده....هردوشون خوشحال بودند...آخه دختره بینا

 

شده بود و می تونست تا آخر عمر با اون پسر بمونه....اما همه چیز اینقدر ساده تموم نمی شد...

 

دختر وقتی بینا شد دید که پسره نابیناست...به پسر گفت: تو هم نابینا بودیو به من نمی گفتی ؟؟؟آخه مگه

 

میشه؟؟؟به هر حال من دیگه نمی تونم باهات باشم...تو هم یکیو پیدا کن که بهت چشم بده تا بتونیم تا آخر

 

عمر با هم باشیم....!!!

 

اما پسر....لبخند تلخی زد و گفت:

 

                                         عزیزم...عشقم.... میری به سلامت ....فقط....مراقب چشمهام باش....!!!

 

لطفا نظر بده عزيز

خيلي بي معرفتي اگه نظر ندي

آيدي تم خواستي بزار با هم  بيشتر آشنا بشيم

آره با توام

 

+ نوشته شده توسط ميلاد در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 4:38 قبل از ظهر |

به نام آفريدگار هستي

 

 

 

 

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

 

 

نظر بدين

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:8 قبل از ظهر |

به نام خدا

 

اینم یه سری جوک اس ام اس یه سر بزنید

 

http://www.persiansms.co.sr/

 

 

 

 

ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو * خوب منم راستشو

 

 گفتم و گفتم زندگيمو * نپرسيد چرا ! گريه کردو رفت *

 

اما نمي دونست که زندگيم اون

..................

هفت شهر عشق
شهر اول : نگاه و دلربايي
شهر دوم : ديدار و آشنايي
شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
شهر چهارم : بهانه، فکر ،جدايي
شهر پنجم : بي وفايي و بی خیالی
شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي

................

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:8 قبل از ظهر |

هيجوقت به خاطر غرورت عشق تو از دست نده

سعي كن غرورتو به خاطر عشقت از دست بدب

.............

يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا عاشق هيشكي نشه

ميره سنگ ميشه قاطي سنگا ميشه اونجاهم عاشق يه سنگ ميشه

............................................

ميگند لب خند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند

تا من برات بميرم

. . . . . . . . . . . . . .

مي خوام قلكمو بشكنم با نصفش ناز تو بخرم

با نصفش يه مداد بخرم ناز تو بكشم

..............

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

.............

سكوتم را به باران هديه كردم

تمام زندگي را گريه كردم

نبودي در فراغ شانه هايت

يه هر خاكي رسيدم تكيه كردم

................

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد

عجب از محبت من كه در او اسر ندارد

...............................

ديشب تو فكرت بودمكه يك قره اشك از چشمام

جاري شد از اشك پرسيدم چرا اومدي

گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه

اونجا جايه من نيست

........................

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:7 قبل از ظهر |

خدايا من در كلبه يه فقيرانه يه خود چيزي دارم

كه تو در عرش كبرياياه خود نداري

من چون تويي دارم و تو چون خودي نداري

..............................

دروغ نگو من بچه نيستم ديگه

 بازيم نده باز بچه نيستم ديگه

باهام بمون اشكام باور بكن

زندگيمو از اين سياه تر نكن

.............................

بد جوري اون درد عشقت كرده بمن

سرايت

هيشكي باورش نميشه پر دردم

بي شكايت

...............

تا تو با من زمانه با من است

....

با تو بهار من خزان است با تو شبم

ستاره باران است

..........

دل دريايي من

بي تو مرداب است

...........

در آسمان خسته.درختان خسته تر

شايد نسيم نور شايد

........

مي گن برايه رسيدن به عشقت بايد از تموم دنيات بگزري

ولي تو كه همه دنيايه مني چطور ازت بگزرم

.................

سلامي مي كنم از پشت شيشه

الهي سر بلند باشي هميشه

الهي شهر عشق آتيش بگيره

به غير از سه نفر همش بميره

يكي يارم يكي دلدار يارم يكي گريه كنه به حال زارم

...............

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:7 قبل از ظهر |

حرفي نيست

در سكوتم فرياد را نظاره كنيد

فرياد در گلو خشكيده است

حرفي نيست

چشمان بي فروغ

به دنبال كوچكترين روزنه رهايي

زبان قاصر از بيان  حرفي نيست

. . . . . . . . . .

حكايت جالبي است كه فراموش شدگان

 فراموش كنندگان راهرگز

 فراموش نميكنند

........

شايد اينم يه غصه بود

كه قهرماناش ما بوديم

ما كه بغير دلخوشي

دنبال چيزي نبوديم

..........................................

اي كه تويي همه كسم

بي تو مي گيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم

به هرچي مي خوام ميرسم

..................................

نظر بدين

 

..........

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:6 قبل از ظهر |

عزيزم مايل بودم روزي كه ميميرم

قلبم را از سينه ام بيرون بياوري و ببيني

رويه آن نوشته شده گل قشنگم

اميد زندگيم محبوب زيبايه من

دوستت دارم به حد پرستش

و برايه هميشه

..........................................

غروب را دوست دارم در اوج دلخوشي

غروب را دوست دارم در برگريز پاييز

غروب را دوست دارم در زماني كه دل طلوع مي كند

غروب را دوست دارم در زماني كه شاهد غروب هيچ دلي نباشم

غروب را دوست دارم در آنجايي كه دلم شاداست

در آن سرزميني كه شايد سر زمين رو پاهايم باشد

و خلاصه اينكه غروب زيباست

در طلوع عشقي پاك

............................................................................

كاش يكبار فقط يكبار تو چشمام نگاه كني

و با دقت حرف دلمو بخوني

اگر به چشمام خوب نگاه كني مي بيني كه

با حالتي عاشقانه برات فرياد دوستت دارم سر داده

كاش فقط يكبار نگاه كني فقط يكبار

..........................................

در جواني غصه خوردم هيچكس يادم نكرد

در قفس ماندم ولي صياد آزادم نكرد

آتش چشمات چنان از زندگي يرم كرد

آرزويه مر كردم مرگ هم يادم نكرد

....................................................................

نظر بدين نظر نظر يادت نره ها

.................

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:5 قبل از ظهر |

نيلوفر من برايه من خدا يكي هست تو هم يكي

.....................................................

من يه ليوان چاي داغ را به تو ترجيح ميدهم

چون چاي فقط زبونمو مي سوزونه ولي تو دلمو

................................................

يادم باشه يادت باشه دروغ نگيم به هم ديگه

دوستم داري دوستت دارم چشامون اينو بهم ميگه

...............................................

 

بعضي ها فكر مي كنند منصفانه نيست

كه خدا كنار گل سرخ خار گذاشته

بعضي از ديگران خدا را ستايش مي كنند

كه خدا كنار خار ها گل سرخ گذاشته

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

اي گل خوشبويه زندگي كاش

ميدانستي چقدر دوستت دارم

همه چيز را در كنار تو آرزو مي كنم

...................................

نظر بدين لطفا ممنون ميشم از نظرتون
+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:4 قبل از ظهر |

نگاه اولت عاشقم كرد

نگاه دومت عاشق ترم كرد

نگاه سومت غوغا به پا كرد

نگاه آخرت خاكسترم كرد

....................................

زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت

حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي

جدايي سخت است نه به سختي تنهايي

.............................................

اگه عشق حقيره

اگه جسم كويره

اگه هميشه تنهام

اگه خاليه دستام

برايه تو عاشق ترين عاشق دنيام

...........................................

به او گفتم مرا دوست داري گفت بله

گفتم مثلا چقدر

گفت به اندازه ي ستاره هايه آسمان

به آسمان نگاه كردم

آسمان ابري بود

..............

لطفا نظر بدهيد

 

+ نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 0:2 قبل از ظهر |
به این وبلاگ سری بزنید جالب است

http://feromad52.persianblog.com/

در روزهای آینده مطالب جالبتری براتون دارم . لطفا نظر یادت نره . متشکرم

عشق مثل آب میمونه که میتونی تو دستت قایمش کنی

یه روز دستترو باز میکنی می بینی نیست

قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی اما دستت پر از خاطره است

 

+ نوشته شده توسط ميلاد در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 9:11 بعد از ظهر |

عمرم گذشت ، قدم خمید  ، در پیچ و تاب لحظه ها

عاشق ترین بودم ولی تنهاترینم ای خدا

با این همه دل خستگی تنها تو ماندی در دلم

دریای بی پایان توئی  من زورقی بی ساحلم

نظر بدهید

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 1:5 بعد از ظهر |
 

شمع

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 1:0 بعد از ظهر |

تقدیم دوستان گرامی

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد

 و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي

 خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

....................................

در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد
در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگي سيرم کرد
آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد

........

نظر نظر نظر

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 12:47 بعد از ظهر |

خواب و از چشام بگیر مثل همیشه

بگو عمر عاشقی تموم نمی شه

منو با خودت ببر هر جا دلت خواست

چیزی از دنیا نمی خوام این آخریشه  

نظر بده یادت نره شیطون بلا

تقدیم به سوگل

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 12:35 بعد از ظهر |

سلام خدمت دوستان گرامی این شعر را به همگی شما تقدیم می کنم

{غصه یه تو شادیه من}

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

روزای خوب برای تو ٬ شبای بد برای من

بیستای قرمزمال ِ تو ٬ نمره ی رد برای من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

نُتای رنگی مال ِ تو ٬ شعرغم انگیزمال ِ من

بهارو عطرش مال ِ تو ٬ برگای پاییز مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

گلای قرمزمال ِ تو ٬ گلای پرپر مال ِ من

قصّه ی اوّل مال ِ تو ٬ حرفای آخرمال ِ من

شوق سفر برای تو ٬ دردِ سفر برای من

رسیدناش برای تو ٬ فکرخطربرای من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

لذتِ خنده مال ِ تو ٬ بارون ِ گریه مال ِ من

صدآفرینا مال ِ تو ٬ حرفِ گِلایه مال ِ من

آتیش عشقم مال ِ تو ٬ کتابِ سوختن مال ِ من

عُمرِزیاد تو فال ِ تو ٬ رنج زیاد تو فال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

قصرِ طلایی مال ِ تو ٬ موندن و ساختن مال ِ من

همیشه بُردن مال ِ تو ٬ همیشه باختن مال ِ من

خاطره ی خوش مال ِ تو ٬ تلخی رفتن مال ِ من

نازواَداها مال ِ تو ٬ چشای روشن مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

خوابای رنگی مال ِ تو ٬ خوابِ پریشون مال ِ من

ذوق ِ رهایی مال ِ تو ٬ رنجای زندون مال ِ من

روزای زیبا مال ِ تو ٬ جمعه ی دلگیرمال ِ من

قِسمتای خوش مال ِ تو ٬ غمای تقدیرمال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

زندگی من مال ِ تو ٬ خستگی تو مال ِ من

هرچی که داشتم مال ِ تو ٬ تا ردشی ازخیال ِ من

ستاره بارون مال ِ تو ٬ اشکِ شبونه مال ِ من

نازو کرشمه مال ِ تو ٬ اخم و بهونه مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

هرچی ترانَس مال ِ تو ٬ برق ِ نگاهت مال ِ من

تمام دنیارو می دم ٬ صورتِ ماهت مال ِ من

خورشید ومهتاب مال ِ تو ٬ شبای تاریک مال ِ من

خونه ی ابرا مال ِ تو ٬ جاده ی باریک مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

بَرنده بودن مال ِ تو ٬ آخرِ بازی مال ِ من

ترانه هام فدای تو ٬ هرچی می سازی مال ِ من

سوارِ دورِ قصّه هام ٬ تو مال ِ من ٬ من مال ِ تو

دیوونه ی نگات شدم ٬ من تورو کم دارم نرو

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

نظر یادت نره

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 12:31 بعد از ظهر |
 

برای پریدن من توی این هوای بسته

پر پر کشیدنم شو همسفر ای یار خسته

من و تو وقتی رسیدیم به افق های مه آلود

بجز آشیونه عشق واسه ما بگو چی کم بود؟

راهی اون سرزمینیم که شباش مهتابی باشه

تو دل کبوتر عشق پر از بی تابی باشه

یادته ستاره هارو از توی قفس میدیدم؟

دونه دونه پولک نور از تو آسمون میچیدیم؟

یار من ای هم قبیله راهی دشت خداییم

ولی از قبیله خود خیلی وقته که جداییم

اونجا تنها یه قفس بود یه قفس با آب و دونه

که خیال کردیم همیشه همینه معنی خونه

قفس و وقتی شکستیم طعم پروازو چشیدیم

برای به هم رسیدن ما چه رنجی که کشیدیم

برای پریدن من توی این هوای بسته

پر پر کشیدنم شو که پرو بالم شکسته...

خودم به خودم تولد خودمو تبریک میگم! راستی تولد آدما تبریک گفتن هم داره؟ وقتی کسی رو داشته باشی که بیادت باشه لازم نیست خودت جار بزنی من اومدم! خوب اومدی که اومدی گیرم! اول ژانویه دنیا اومدی! گیرم اونروز اولین برف زمستونی رو زمین نشسته بود !گیرم اولین فرزند و اولین نوه بودی! گیرم ....چرا داد و بیداد میکنی؟ بیشین سر جات بینیم! تو این دنیای که همه غرق مشکلاتشون هستن کی اومدن تو چه واقعه مهمی میتونه باشه؟ چرا برا بیشتر آدما کی رفتن دیگران مهمتره؟

تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی

تا که رفتیم هم یار شدند..........................

نظر بدین آیدیتونم خواستین بدبن تا با شما رابطه بهتری داشته باشم

قربونتون میلاد

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 12:20 بعد از ظهر |
                                                    {به نام خدا}

سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی آرزویه امید و سلامتی برایه همتون می کنم امید وارم بتونم با همکاری شما

این وبلاگ راه اندازی کنم

قربون همتون حتما نظر یادتون نره {میلاد}

+ نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 12:16 بعد از ظهر |
11 }

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ