«چرا چیزی برای من درست نمی کنی»
پرسیدم :چه می خواهی؟
گفتی:یک صندوق
- برای چه کاری؟
- برای گذاشتن چیزی توی آن
- چه چیز هایی؟
- هرچه داری.
این هم صندوقچه ات.هرچه داشتم، یا کم و بیش هر چه داشته ام،توی آن گذاشته ام،ولی پر نشده است.
هم درد و رنج در آن است هم عشق،هم روز های خوب و هم روز های بد،هم اندیشه های خوب و هم بد،
لذت شکل بخشیدن،کمی نومیدی و شادی توصیف ناپذیر خلق کردن.
و از همه بالاتر عشق و حق شناسی ام نسبت به تو را هم در آن گذاشته ام.
ولی صندوقچه باز هم پر نشده است.
شعر از همیلا
