X
تبلیغات
شعر عاشقانه

شعر عاشقانه
شعر عاشقانه
سلام به همه دوستای خوبم با یه شعر متفاوت از خودم اومدم امید وارم خوشتون بیاد

منتظر انتقاد و پیشنهاداتون هستم



عشق

عشق من در این جهان تنها خداست

عشق در قلب نه در روح ماست

عشق فقط ایزد یکتاست تو بدان

هر هوس بازی و طنازی عشق نخوان

عشق این دنیا پوچ است و رنگ به رنگ

عشق این دوره سیاهست نه قشنگ

عشق من تنها یکیست یعنی خدا

گر تو فهمیدی عاشقی چیست ب خودآ


شاعر : میلاد جانمحمدی


برچسب‌ها: شعر عشق به خدا, شعر عاشقانه, شعر عشق, عشق چیست
پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | 0:57 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خوبم اميد وارم حال همگي خوب باشه

بعد از مدتي با شعر جديدم اومدم اميد وارم خوشتون بياد منتظر


پيشنهاداتون هستم



بیا امشب


به من حرفی بزن امشب

نذار تنها بمونم باز

بیا برگرد به آغوشم

که من غرق نیازم باز

بیا آروم آهسته

بگو عشق تو وجودت هست

بیا با من بمون عشقم

که عشق ما هنوز زندست

نذار این روزگاره تلخ

بخنده به سروپامون

بیا پیشم که اون میگه

دوباره از جداییمون

همیشه ما باهم باشیم

نه مثل نور و تاریکی

مثاله روح و یک جسم شیم

منو تو باز بشیم یکی

شاعر : میلاد جانمحمدی



برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر بیا امشب از میلاد جانمحمدی, شعر جدید عاشقانه, شعرهای عاشقانه
یکشنبه دهم دی 1391 | 3:9 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم این شعر عاشقانه رو تقدیم میکنم به همه دوستای گلم

امید ورام خوشتون بیاد منتظر نظرای خوبتون هستم . میلاد



زخمه دل

مهم نبودم واسه تو

جایی نداشتم تو دلت

بازیم دادی با قصه هات

از دل خود میبرمت

 

این زخم سنگین و بگو

چجوری تحمل کنم

می دونی عاشق تو ام

چجوری راحتت کنم

 

میخوام برم از زندگیت

من تورو راحت بذارم

زوری نگی دوست دارم

نگم به تو نیاز دارم

 

یه روزی به حرفای من

می رسی ولی دیر شده

اون روزی که تن منو

میبینی بی زیره گل شده

 

اون روز دیگه اشکای تو

درمون درد من که نیست

گریه نکن دیگه گلم

این دیگه حرف و قصه نیست


شاعر : میلاد جانمحمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, ترانه عاشقانه, شعر های عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعرعاشقانه
جمعه سوم شهریور 1391 | 0:54 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوب امید وارم حال همگی خوب باشه

امشب یکی از شعر های جدیدمو میذارم تو وب منتظر انتقاداتونم




شب بارانی

تو یاد کنی یا نکنی باز عزیزی

هرچند گرفتی عشقم رو به بازی

اون گرگ صفت بود تو ندونی

اومد تو شدی دشمن خونی

هر دم به هوایت شعر نوشتم

این خاک منم تورو سرشتم

ای دوست نشو دشمن جونم

من درد کشیدم نگرونم

من چشم نبستم به گناهت

آسون ننشستم سره راحت

تو دگر ندوز به من نگاهت

این عشق نبوده بوده عادت


شاعر : میلاد جانمحمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعر عاشقانه میلاد جانمحمدی, شعر عاشقانه زیبا
چهارشنبه سی ام فروردین 1391 | 3:46 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همگی امیدوارم حال خوبی داشته باشین

دوستان شعر عاشقانه اگر دارید بفرستید

تا به اسم خودتون تو وب بذارم

شعر جدیدمو بخونید و نظر بدین

منتظره انتقاد و پیشنهاداتون هستم



تمام نا تمام

نمی دونم چجور بگم

یه حس بد تو قلبمه

یه بغض صد ساله دارم

منتظره شکستنه

این روزا دل داد میزنه

بی خودی فریاد میزنه

میخواد بگه خسته شده

گاهی به دریا میزنه

تمومه نا تمومه من

بسه دیگه تو ام برو

تمومه نا تمومه من

آره دوست دارم تورو


شاعر : میلاد جانمحمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر تمومه نا تمومه من, شعر عاشقانه غمگین, شعر عاشقانه تنهایی, شعر غم
شنبه نوزدهم فروردین 1391 | 0:0 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه

موفق و پیروز باشین این شعر زیبا تقدیم به همگی


معنی لبخند چیست ؟


معنی لبخند چیست ؟

شور سرازیری است

حال پس از گریه است

در پس یک کوه سخت

لذت یک قله است

معنی پیروزی است

در سر این سرنوشت

خنده دوای من است

مرحم زخم دل است

بر سر هر ماجرا

هرچه توانی بخند

داد نزن شاد باش

میگذرد روزگار

شاعر : هوشنگ هوشنگی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعر نو عاشقانه, شعر عاشقانه کوتاه, شعر هوشنگ هوشنگی معنی لبخند
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | 11:21 بعد از ظهر | ميلاد |

شعر عاشقانه

دوباره ها


دوباره بغض، دوباره شب

سکوت خیس چشم ها

دوباره من، دوباره تو

بدون لمس دست ها

سوای من، سوای تو

دوباره این دوباره ها

دوباره می شود دلم

خراب این دوباره ها

اگر که نیست دست تو در این سکوت خیس شب

ولی دل خراب من خوش است به این دوباره ها

بیا که دست گرم تو

دوای این دوباره هاست

دوباره اشک دوباره غم دوباره اوج دردهاست

شاعر : روح الله شاه سنایی


برچسب‌ها: شعرهای زیبای عاشقانه, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه جدید, شعر روح الله شاه سنایی
دوشنبه هفتم فروردین 1391 | 3:5 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه

امروز یکی از شعرامو میذارم تو وبلاگم امید وارم خوشتون بیاد

منتظر نظرای خوبتون هستم




بغض


با بغض نوشتم که دگر خواب ندارم

غصه شده همراه منو راه ندارم

آن دوست که بود محرم رازم

دشمن شد و بعد از آن دگر راز ندارم

در پیچش و تاب این زمانه

غصه نه کمو بسیار دیدم

ظاهر که همه دوست بودند

باطن همه را گرگ دیدم

زین پس نخرم غصه به جانم

من درد کشیدم نگرانم

دانی که چه گفتم تو شنیدی

غصه تویی و تو را برانم


شاعر : میلاد جانمحمدی




برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر غم, شعر عاشقانه کوتاه, شعر های عاشقانه کوتاه, شعر کوتاه
یکشنبه ششم فروردین 1391 | 2:55 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امید وارم حال همگی خوب باشه

یک شعر عاشقانه مربوط سال نو گذاشتم تو وب امید وارم خوشتون بیاد

منتظر انتقاد و پیشنهاد هاتون هستم



تفال

می خوام یه فالی بگیرم 

خدا کنه که خوب باشه

یه فال حافظ بگیرم 

دعا کنین بد نباشه

به من بگو حافظ خوب

فالم بده یا خیلی خوب

حافظ به من گفت ای عزیز

غم هاتو بیرون بریز

برو به دنباله دلت

حل میشه امسال مشکلت

شاعر : پروانه محمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه عید نوروز, شعر عید سال نو, شعر کوتاه عاشقانه, شعر عاشقانه زیبا
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 | 7:40 بعد از ظهر | ميلاد |

شعر احساس از سجاد صمیمی

احساس

این احساسی که من دارم

شبیهِ بغضِ چشماته

که هر موقع که نیستی تو

شبیهِ سایه همراته


این احساسی که من دارم

اگرچه خیلی غمگینه

ولی وقتی تو رویامی

به قلبم خیلی می شینه


این احساسی که من دارم

فقط دوست داشتن محضه

دل عاشق به یادت هست

توی هر جا و هر لحظه


این احساسی که من دارم

مرور عشق دیروزه

که بعد از رفتنت بازم

برام انگار مرموزه


این احساسی که من دارم

از احساس تو لبریزه

که این روزای عمر من

برام شبهای پاییزه


این احساسی که من دارم

فقط شوق تورو داره

از اون وقتی که تو رفتی

دو چشمم اشک میباره


شاعر : سجاد صمیمی




برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر عاشقانه احساسی, شعر زیبای عاشقانه, شعر احساس عشق, شعر حس عاشقی
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 | 12:19 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امید وارم حال همگی خوب باشه

عید سال نو به همگی مبارک باشه 



خط چلیپا

در دفترم چه شعر و غزلها برای تو

عطری ز بهترین گل دنیا برای تو

در بیت بیت غزل شاخه ای ز گل

خواهم ز دوست جنت عقبا برای تو

آسان نمی شود ز تو گفتن به هر زبان

بالا رویم تا به ثریا برای تو

هر نغمه ای که نغمه سرا ساز می کند

از دل بر آمدست ز دلها برای تو

در هر قصیده نقش تو را نقش می زنم

در بهترین جای کتاب اثر ها برای تو

در روی بوم های سپیدم به وقت صبح

خطی زنم ز خط چلیپا برای تو

زیبا ترین اثر که بماند برای من

بیرون بریزم از دل شیدا برای تو



برچسب‌ها: شعر عاشقانه زیبا, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه خط چلیپا
جمعه بیست و ششم اسفند 1390 | 6:52 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همگی دوستای خوبم عید سال 1391 رو به همگی تبریک میگم

یه شعر عاشقانه زیبا تقدیم میذارم تو وب امیدوارم خوشتون بیاد



دیریست

دیریست دلم گرفته باران

اشکم که ز غم سرشته باران

چندیست اسیر دست اویم

بر لوح دلم نوشته باران

باران دل من چو راز دارد

از او طلب نیاز دارد

آن ماه سفر کرده ی دیروز

مرغیست خموش و ناز دارد

باران به دلم غمی نشسته

من بال و پرم ولی شکسته

باران مه من چه حال دارد؟؟؟

این دل ز تو هم سوال دارد

شاعر : مرتضی صیادی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر دیریست مرتضی صیادی, شعر عاشقانه زیبا, شعر های عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه
جمعه بیست و ششم اسفند 1390 | 2:17 قبل از ظهر | ميلاد |

صدف


شنيده اي صد بار،


صداي دريا را .

***

سپرده اي بسيار،

به سبزه زارش، پروانه تماشا را .

نخوانده اي - شايد -

درين كتاب پريشان، حكايت ما را :

هميشه، در آغاز،

چو موج تازه نفس، پر خروش، در پرواز،

سرود شوق به لب، گرم مستي و آواز ...

***

سحر به بوسه خورشيد شعله ور گشتن !

شب، از جدائي مهر

به سوي ماه دويدن، فريب خوردن، باز،

دوباره برگشتن !

فرو نشستن ، برخاستن، در افتادن

دوباره جوشيدن

دوباره كوشيدن

تن از كشاكش گرداب ها به در بردن ،

هزار مرتبه با سر به سنگ غلتيدن،

همه تلاش براي رسيدن، آسودن،

رسيدني كه دهد دست،

بعد فرسودن !

هميشه در پايان،

به خود فرو رفتن. در عمق خويش. پاك شدن !

در آن صدف، كه تو « جان » خواندي اش ، گهر گشتن !

***

نه گوهري، كه شود زيوري زليخا را !

دلي به گونه خورشيد، گرم، روشن، پاك

كه جاودانه كند غرق نور دنيا را ...

***

اگر هنوز به اين بيكران نپيوستي

ز دست وامگذاري اميد فردا را!


برچسب‌ها: اشعار فریدون مشیری, شعر صدف فریدون مشیری, شعرهای زنده یاد فریدون مشیری, شعر های عاشقانه, شعر عاشقانه
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 | 12:17 بعد از ظهر | ميلاد |

ياد


طوفان سهمناك به يغما گشود دست


مي كند و مي ربود و مي افكند و مي شكست

لختي تگرگ مرگ فرو ريخت، سپس

طوفان فرو نشست

 

بادي چنين مهيب نزيبد بهار را

كز برگ و گل برهنه كند شاخسار را

در شعله هاي خشم بسوزاند اين چنين

گل را و خار را

 

اكنون جمال باغ بسي محنت آور است

غمگين تر از غروب غم انگيز آذر است

بر چشم هر چه مي نگرم در عزاي باغ

از اشك غم تر است

 

آن سو بنفشه ها همه محزون و خسته اند

در موج سيل تا به گريبان نشسته اند

لب هاي باز كرده به لبخند شوق را

در خاك بسته اند

 

آشفته زلف سنبل، افتاده نسترن

لادن شكسته، ياس به گل خفته در چمن

گل ها، شكوفه ها بر خاك ريخته

چون آرزوي من

 

مادر كه مرد سوخت بهار جوانيم

خنديد برق رنج به بي آشيانيم

هر جا گلي به خاك فتد ياد مي كنم

از زندگانيم

***

فریدون مشیری


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, اشعار فریدون مشیری, شعر یاد فریدون مشیری, اشعار عاشقانه
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 | 11:53 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به دوستای خوبم امید وارم حال همگی خوب باشه

امروز شعر جدیدمو میذارم تو وبم امید وارم خوشتون بیاد

منتظر انتقاد و پیشنهاداتون هستم

این شعر عاشقانه تقدیم به همه دوستای خوبم



بیا عشقم تو بامن باش بذار از غم رها باشم

بخواب آروم تو آغوشم که من آسوده خاطر شم

نشستم گوشه ای آروم دلم به غم گرفتاره

نگو حالت رو میفهمم که دل به غم سزاواره

غروب عشق چه دلگیره شدیم پا بنده یک رویا

منو تو مال هم بودیم شکستیم رسم این دنیا

شکستن رسم هرکس نیست با این دنیا مدارا کن

اگر گفتم دوست دارم ببند چشم و تو حاشا کن



شاعر : میلاد جانمحمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر, شعر های عاشقانه, شعرعاشقانه, شعرهای عاشقانه
شنبه بیستم اسفند 1390 | 1:15 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همگی امروز شعر جدیدمو میذارم تو وب

امید وارم خوشتون بیاد و نظر بدین




آشوب دل

تو دلم آشوبه

همهمه دورو برم

خستگی تو استخون

فکر ها توی سرم

--------

در و دیوار میبینن

میفهمن درد رو

خیلی ساده می گذرن

از نگاه سرد تو

---------

ابر ها ساده دلند

چشم هاشون بسته

نگریستند برایم رفتند

دله من شد خسته

-------

سنگ ها می شکنند

شیشه های دنیا

آن ها می بینند

دنیا را زیبا ؟

---------------

بس مرا این انتظار

درد ها با ما چکار

قلب هایی در حصار

غم هایی آشکار

-------------

شاعر : میلاد جانمحمدی

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه, شعر های میلاد جانمحمدی, اشعار غم انگیز, شعر جدایی و خستگی, شعر درد دل
دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 | 1:58 بعد از ظهر | ميلاد |

About
.............................................

دوستان با نظراتتون منو خوشحال کنید


..........



برای استفاده ی بهتر و رسیدن به
مطلب مورد نظرتون
به قسمت موضوعات وب
سر بزنید
Menu
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................
-------------------------