شعر عاشقانه
شعر عاشقانه

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود         فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او       صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

استاد سازگار

 

http://m-farhangi.iut.ac.ir/edare/uploads/fck/1(91).jpg


برچسب‌ها: شعر استاد سازگار, شعر کوتاه, شعر و ادبیات, ادبیات فارسی, امام علی
شنبه بیست و هشتم تیر 1393 | 4:45 بعد از ظهر | ميلاد |

این روزها ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ

ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ

ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ

ﻣﺎ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ

------------------------

گاهی باید بی رحم بود

نه با دوست نه با دشمن بلکه با خودت …

و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت میزنی به صورتت

------------------------

روزی کـــه تـــو آمــدی بــه دنیـــا عریـــان

جمعـــی بـــه تـــو خنــــدان و تـــو بـــودی گریـــــان

کــــاری بکــن ای دوست کـــه وقت مـــردن

جمعــــی بـــه تـــو گریـــان و تـــو باشـــی خنــــدان

-------------------------------------

ﺣﺎﻟﻢ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﮔﯽ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ

ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ



برچسب‌ها: اسمس عاشقانه, شعر عاشقانه, پیامک, شعر, شعر کوتاه
چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 1:30 بعد از ظهر | ميلاد |


به تو که فکر میکنم

مـــورچــــه ها

دورم جمع میشوند،

رویای تـــو شیرین است..

+ یه حرفی بزن...

-------------------------


ڪاش غم و غصـﮧ هم قیمتے داشت،


مجانے است لعنتے،

همـﮧ میخـورنـב!

-------------------------------------------------

خــــــــــــــــدایا!!

یا خیلی برگردون عقــب..یا بزن بره جلـــــــــو...

اینجای زنـــــدگی دلم خعلییییییییی گرفته!

===================

یادممممم میاد گفته بودی ساده و کوتاه نویسی رو دوس داری!!

ساده و کوتاه،تنــــــــها همین دو کلمه...

بـــــــــــــــرگرد..غمگیـــــــنم..!!

-------------------------------------------

یه لیوان از تو اون کابینت بردار.
+ خب.
- پرتش کن زمین.
+ خب.
- شکست؟
+ آره.
- حالا ازش عذرخواهی کن.
+ ببخشید لیوان. منظوری نداشتم.
- دوباره درست شد؟
+ نه...
- متوجه می شی؟



برچسب‌ها: اسمس جدید 92, مطالب کوتاه عاشقانه, مطلب باحال 92, شعر عاشقانه, شعر کوتاه
جمعه هجدهم مرداد 1392 | 4:0 بعد از ظهر | ميلاد |


یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا

بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنم

یک میــــــــز دو نفــــــــره

دو صنـــــــــدلــی

یــــــــکی مـــــــن

یـــــــــکی خــــــدا

حــــــرف نمـــــــیزنم

نـــــــگاهم کافیــــــست

میـــــــــدانم

برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد!!

------------------------------------

قهوه ای تلخ بدون فال

نخی سیگار بدون آتش

موســـیقی بدون ترانه

شــاعری بدون شــعر

و من پشت میزی دو نفره بدون تو...

فرقی بین ما نیست...

همگی ما چیزی کم داریم!

-----------------

تمام شد...

این هم از "خیالت"

بردار و برو...

شاید باز بخواهی به کسی "هدیه اش" بدهی...
سال دیگریست امسال!!

-------------------

در آغوشـم کــ‌ه می گـیــری

آنقد‌ر آرام مـی‌شــــوم

که فـرامــوش می کــــنـم

بـایـد نفـس بــکـشـــم





برچسب‌ها: شعر کوتاه, مطالب عاشقانه, مطلب کوتاه, شعر کوتاه عاشقانه
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 8:52 بعد از ظهر | ميلاد |

سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

حافظ شیرازی:

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

ملک الشعرا بهار:

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درود
به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود

-----------------------------------------------

بقیه شعر ها در ادامه ی مطلب


برچسب‌ها: شعر برای عید نوروز 1392, شعر کوتاه, شعر برای تبریک عید, شعر عید نوروز

ادامه مطلب
یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 | 3:24 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه

امروز یکی از شعرامو میذارم تو وبلاگم امید وارم خوشتون بیاد

منتظر نظرای خوبتون هستم




بغض


با بغض نوشتم که دگر خواب ندارم

غصه شده همراه منو راه ندارم

آن دوست که بود محرم رازم

دشمن شد و بعد از آن دگر راز ندارم

در پیچش و تاب این زمانه

غصه نه کمو بسیار دیدم

ظاهر که همه دوست بودند

باطن همه را گرگ دیدم

زین پس نخرم غصه به جانم

من درد کشیدم نگرانم

دانی که چه گفتم تو شنیدی

غصه تویی و تو را برانم


شاعر : میلاد جانمحمدی




برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر غم, شعر عاشقانه کوتاه, شعر های عاشقانه کوتاه, شعر کوتاه
یکشنبه ششم فروردین 1391 | 2:55 بعد از ظهر | ميلاد |

این بار که از زیر داربست انگور و ماه

برمی گردی

دستمالی بیاور

هیچ می دانستی

مهربانی ام دارد خاک می خورد؟

یا هیچ می دانستی

دوستت که دارم

زیباتری؟


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر عاشقی, شعر کوتاه
پنجشنبه بیستم بهمن 1390 | 1:59 بعد از ظهر | ميلاد |

با بودن تو حال من اصلا خراب نیست
می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست

احساس می کنم که خدا قول داده است
دیگر در این جهان خبری از عذاب نیست

دیگر میان خاطره هامان ، از این به بعد
چیزی به اسم دلهره و اضطراب نیست

باور کن این خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زیاد خشک و مقدس مآب نیست

پاشو بیا کمی بغلم کن ، ببوس، تا
باور کنم حضور تو ایندفعه خواب نیست

من را ببوس تا همه ی شهر پر شود
این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست

دنیا سر جدایی ما شرط بسته است
اما دعای شوم کسی مستجاب نیست...


برچسب‌ها: با بودن تو حال من اصلا خراب نیست, شعر کوتاه, شعر عاشقانه, شعر عاشقونه, شعر غم اندوه
پنجشنبه ششم بهمن 1390 | 1:40 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حاله همتون خوب باشه و موفق باشید




نعمت روی زمین قسمت پر رویان است

خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد . . .

.

.

.

تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت

تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم . . .

.

.

.

روزگار چون گرگ پیری پر بلاست / طعمه اش یاران خوب و با وفاست

دوری از یاران مکن ای با وفا / گرگ دوران در کف این لحظه هاست . . .


برای خوندن همه اس ام اس ها برید ادامه مطلب ممنون میشم نظر بدید



برچسب‌ها: اسمس عاشقانه, پیامک عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, شعر های عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا

ادامه مطلب
شنبه چهارم تیر 1390 | 7:40 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم برا همتون آرزوی موفقیت دارم

یکی از کاربرای وب یه شعر کوتاه عاشقانه فرستاده

این شعرو میذارم تو وب امید وارم خوشتون بیادش





شعر ارسالی از کاربر خوبمون اهورا


یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم.
موفق باشید...


برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم, شعرهای کوتاه, شعر کوتاه, اشعار کوتاه, شعر عاشقانه
جمعه دوم اردیبهشت 1390 | 6:8 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حالتون خوب

باشه

یه شعر کوتاه عاشقانه تقدیم به همتوم




آتشی در دلم افروخت و رفت

بی مروت جگرم سوخت و رفت

آننان محو نگاهش بودم

که به دندان لب من دوخت و رفت

آنکه می گفت مرا مونس جان

اسب عشق از بره من تاخت و رفت

                                   مریم راد


برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه, شعر کوتاه, شعر قشنگ کوتاه, شعر عاشقانه
چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 | 2:0 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم خسته نباید ممنون از همتون با نظرای خوبتون

چندتا شعر کوتاه عاشقانه تقدیم به همتون امید وارم خوشتون بیاد و نظر بدین

اشعار کوتاه عاشقانه

 

 

 

 

 

 

چندی است که بیماره وفایت شده ام          

 در بستر عشق و چشم به راحت شده ام

این را تو بدان اگر بمیرم روزی               

مسئول تویی که من فدایت شده ام

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم         

 چه کنم یاد نداد حرف دگر استادم

................

گل یخ در زمستان تو هستم

اسیر نازه چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن با بی وفایی

که من مشتاق دیدار تو هستم

از دوست چه میماند از آیینه فردا

جز حرف دل انگیزش.جز خاطره ای زیبا

..................

امشب شب آخریه که مزاحمت میشم

خورشید فردا ماله تو ببخش که عاشقت شدم

بدرقه لازم ندارم میرم ای عزیزترین

نزار بمونه زیره پا قلبمو بردار از زمین

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود

غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود

.....................

 ای دل سوزانده  سامانم کو ؟

ای کالبد تهی شده جانم کو؟

امروز که از همیشه مشتاق ترم

ای خانه ی سوتو کور مهمانم کو

 نسبت به تو حس بی میلی دارم

من ناز نمیخرم شما هم نفروش

چون عاشق کشته مرده خیلی دارم


برچسب‌ها: اشعار کوتاه, شعر کوتاه عاشقی, شعر های کوتاه دوست داشتنی, شعر کوتاه, شعر عاشقانه
چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 | 12:55 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام دوستای خوبم امشب یکی از شعرای خودمو براتون میزارم

اینم شعر ارسالی از کاربر و دوسته خوبمون به اسم هستی امید وارم

خوشتون بیادش



باز امشب من و این آه
دستم از دست تو کوتاه
دلم از یاد تو لبریز
ماه شب سرد و غم انگیز
کاروانهای خیالم همه خسته
از غم دوری آن منزل پنهان
به گل راه نشسته
آرزوها همه در بند
چهره خالیست ز لبخند
بال رویای مرا باغم روی تو شکستند
همه شب یاد تو بودم
همه شب...
شعر تو را در دل مهتاب سرودم!




اشعار عاشقانه شعر عاشقانه اشعار عاشقانه شعر عاشقانه شعر کوتاه عاشقانه


برچسب‌ها: باز امشب من و این آه دستم از دست تو کوتاه, شعر عاشقی, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه, شعر کوتاه
سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 | 3:22 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام خسته نباشید دوستای خوبم ببخشید این مدت مسافرت بودم

برگشتم از بد اقبالیم مودم قطع بود امروز دیگه درستش کردم




امیدوارم خوشتون بیادش



درتلاطم زمان نمی دانم کدام طوفان لحظه ای توراآورد
آن طوفان پرستیدنی ست
امانفهمیم کدام موج توراباخودبرد
دیگربرای من سهمی ندارددریانگاه تورابرد
خدامیداندکه چه رنگی به من داده بود
آرام شده بودم خالی ازوسعت اندیشه تو
سپردم به بادکه بیاوردطوفان باردیگرتورا
جوابم این بود:
تودیگرسهمی ازاین دریانداری
رفتنی بروسپردم به بادکه بیاوردطوفان باردیگرتورا



برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه, شعر کوتاه, شعر قشنگ کوتاه, شعر عاشقانه
دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 | 7:52 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خوبم چندتا شعر كوتاه دوست داشتني تقديم مي كنم به همتون

اميد وارم خوشتون بياد لطفا تو نظر سنجي وب شركت كنيد تا روز به روز

وب بهتر بشه شما ام بهتر از وب بهره ببريد

يه چت روم درست كردم گزاشتم تو وب اگه خوشتون اومد تو نظرات بگيد پاكش نكنم


 

 

 

روزگار عشق و روزيها گذشت

مرغ بخت ما از اين صحرا گذشت

آن صفاي خنده ها از لب گريخت

آن بهار عشق بي پروا گذشت

آدمي در رنج و غربت رنگ باخت

بس كه تنها آمد تنها گذشت

خاطرم اصلا روي آرامش نديد

عمر ما چون موج بر دريا گذشت

در سخن بودم شبي با آينه

گفتم آن خنده مستي بخش كو؟

گفت خوابي بود چون رويا گذشت

-------------------------------------

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كمي صبر كن و گوش كن به من

گفتي كه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيه ولي حيف تو رفتي

و دگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت

رفتي خدا باشد پشت پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

---------------------------------

يادت اي دوست بخير

بهترينم خوبي؟

خبري نيست ز تو ؟

دل من مي خواهد

كه بدوني بي تو

 كه دلم اندازه دنيا تنگ است

مي سپارم همه زندگيت را به خدا

خود را به كه بسپارم ؟

وقتي كه دلم تنگ است

پيدا نكنم همدل

دل ها همه از سنگ است

گويا كه در اين والي

از عشق نشاني نيست

گر هست يكي عاشق

آلوده به صد رنگ است

------------------------


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 4:19 بعد از ظهر | ميلاد |

شعر عاشقانه كوتاه

اشعار كوتاه عاشقانه


سلام به دوستاي خوبم براتون يه سري اس ام اس عاشقانه متن عاشقانه

حاظر كردم اميد وارم خوشتون بياد

خوشحال ميشم نظراتونو بشنوم

اگر اس ام اس جديد خوب دارين برام بفرستيد

بزارم تو وب اگرم خواستين به اسم خودتون مي زارم اس ام اس هارو

 

 

 

 

 

 

 

از فراق تو مرا هرنفس صد آه است . از تو غافل نيستم اي دوست خدا آگاه است

-----------------

بمون بگو چكتر كنم دنيا پر از درد و غمه   تموم زندگيم تويي تو هم كه اخمات تو همه

-----------------

چشم مخصوص تماشاست اگر بگزارند تماشاي تو زيباست  اگر بگزارند

به من عاشق مسكين به حقارت منگر دل ما وسعت درياست اگر بگزارند. . . .

-----------------

دير گاهيست كه تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئينه ز من با خبر است / كه اسير شب يلدا شده ام

من كه بي تاب شقايق بودم /  همدم سردي يخ ها شده ام

كاش چشمان مرا خاك كنند / تا نبينم كه چه تنها شده ام

----------------

متن عاشقانه . . . .

خيلي سخته كه بغض داشته باشي اما نخواي كسي بفهمه

خيلي سخته كه عزيز ترين كست ازت بخواد فراموشش كني

خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري

خيلي سخته كه روز تولدت همه بهت تبريك بگن

 به جز اوني كه فكر مي كني بخاطرش زنده اي

خيلي سخته كه غرورت رو بخاطر يه نفر بشكني بعد بفهمي دوست نداره

خيلي سخته كه همه چيزت رو بخاطر يه نفر از دست بدي بعد بگه نمي خوامت

-----------------

قانون عشق يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد

و عشق از طرف اون شروع ميشه تا جائي كه زندگيش رو پاي عشقش ميزاره

اما دختر باور نمي كنه چون يك چيز هائي ديده و شنيده

تا دختر مياد پسر رو باور كنه پسر دلسرد و خسته ميشه

ميره با يكي ديگهبعد دختر كه تازه تونسته پسر رو باور كنه

ميره طزفش اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه

اينجاست كه ميگه حدسم درست بود

--------------------

من ز عشق تو وفا مي خواستم در دلت يك ذره جا ميخواستم

چون غريبي ساده و بي ادعا مثل تو يك آشنا مي خواستم

آمدي اما به وقت رفتنت ماندنت را از خدا مي خواستم

من براي اشك هايم بعد تو قد يك درياچه جا مي خواستم

-------------------

آمدي ديوانه ام كردي و رفتي بي وفا

با غمت هم خانه ام كردي و رفتي بي وفا

مثل شمعي بودي و با ياد خود اي نازنين

تا ابد پروانه ام كردي و رفتي بي وفا

--------------------

با عشق به من . به من خيانت كردي

دل دادم و تو رد امانت كردي

رفتي چه آسوده ز من دل كندي

هر دو قلمت خورد اگر برگردي

------------------

 

بي تو دلم از نشاط دور است بيا

در آرزوي دمي حضور است بيا

دل خاطره هاي عاشق هامان را

در حال تجسم و مرور است بيا

-------------------------

من و تو از تبار بي كسانيم

در اين غوغا چه كس را كس بدانيم

كسي نشنيد فرياد كمك را

كمك كن تا براي هم بمانيم

-----------------------

 


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
شنبه چهاردهم اسفند 1389 | 0:41 قبل از ظهر | ميلاد |




اينم يه شعر از کاربره خوبمون شادي 


درجواب پسرتنهایی در شعر همه چیز ارزان شده است


ای تویی که از ارزنی عشق دم میزنی 

عشق هست عاشق نیست

مردنیست

تن عریان حاصل بی غیرتی آدم هاست

و دروغ از همه چیز ارزان تر؟

نه 

از همه ارزان تر غیرت آدم هاست

قیمت انسان ها کم شده است!

علت نامردیست

علتش بی مهریست


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 | 0:30 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خوبم بعد چند وقت برگشتم از سفر شرمنده همتون يكم دير شدش

اميد وارم ناراحت نشده باشين

بابته نظراي قشنگتون متشكرم

ريماجان حتما دارم آماده مي كنم شعر جديدمو حتما مي زارم تو وب


 

 

چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
دوره ارزانیست !
دل روبودن ارزان،دل شکستن ارزان،دوستی ارزان است.
دشمنی ها ارزان،چه شرافت ارزان!
تن عریان ارزان،آبرو قیمت یک تکه نان،
و دروغ ازهمه چیز ارزان تر،
قیمت عشق چقدر کم شده است،
کمتر از آب روان،
و چه تخفیف بزرگی خورده،
قیمت هر انسان

 

شعر ارسالي از كاربري به اسم پسر تنهايي

 

 

 

خداكندكه بيايد مسافري که نيامد وكوچه كوچه بنازم به عابري كه نيامد
دوباره مثل گذشته تمام فاصله هارا غزل غزل بنويسم به شاعري كه نيامد
هميشه غربت اينجافقط نصيب دل من نیست شريك غربت من كومهاجري كه نيامد
شكست بغض غرورم در انتظار عزيزي دعا كنيد بيايدمسافري كه نيامد

 

شعر ارسالي از كاربري به اسم پسر تنهايي

 

 

 

اي عزيز جان من!
من براي مرگ خود يك بهانه ميخواهم
يك بهانه پوچ عاشقانه ميخواهم
از غمي كه ميداني باتو بودنم مرگ است بي تو بودنم هرگز
گر بهانه اين باشد من بهانه ميگيرم عاشقانه ميميرم

 

شعر ارسالي از پوري


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
دوشنبه یازدهم بهمن 1389 | 0:51 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام خسته نباشید اگر عکسی باز نمیشه روش راست کیلیک کرده

و reload image

یا show image

رو بزنید



دل بر سر سایه گل بستن عشق است

در رخ غم عشق دیدن عشق است

دست در دست باد تا ناکجاآباد

در گذرگاه درد در بوی گل ,شکفتن ,عشق است



----------------------------------------------



من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

باور عشق برایش سخت است ...

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد



شعر عاشقانه                                                  شعر عاشقانه

 


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
جمعه بیست و چهارم دی 1389 | 11:46 بعد از ظهر | ميلاد |

اَگه بي وفـا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم
اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم
تو منو خار نکـُن ،منو بيمار نکـُن ،عاشق ديوونهَ تو اينهمه آزار نکـُن
گِله بسيار نکـُن ،شَبَمو تار نکـُن ،جملهء مي خوام بـِرَم روديگه تکرار نکـُن
اَگه بي وفا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم
اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد

هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره

 و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم

 خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم

اگه چشمات من و میخواست

                         تو نگاه تو میمردم

اگه دستات مال من بود

                         جون به دستات میسپردم

اگه اسممو میخوندی

                         دیگه از یاد نمیبردم

اگه با من تو میموندی

                          همه دنیا رو میبردم

خیلی سخته خیلی سخته از عشق یه نفر بسوزی اما نتونی بهش بگی خیلی سخته یه مدت با یکی باشی به خیال اینکه دوست داره اما بعد بفهمی اینا همش ساخته ذهن خودت بوده و اصلا از اول عشقی وجود نداشته اون موقع است که می شکنی نمی دونی چی کار کنی از یه طرف دلت پیش اونه از یه طرف می دونی که دوست نداره مجبوری به اون فکر نکنی چی کار می کنی اون موقع است که یاد این شعر می افتی

اونی که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت رفت
رفت از کنارم
از درد دوریش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم می مونه
ترانه ی عشق واسم می خونه
خیال می کردم یه هم زبونه
نمی دونستم نامهربونه
با اینکه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم می سوزم
فکر وخیالش همش باهامه
هر جا که می رم جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم
رو درد دوریش مرهم بزارم
اما نمی شه راهی ندارم
نمی تونم من طاقت بیارم

 


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | 3:35 بعد از ظهر | ميلاد |

About
.............................................

دوستان با نظراتتون منو خوشحال کنید

برای رسیدن به
مطلب مورد نظرتون
به قسمت موضوعات وب
سر بزنید
Menu
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................
-------------------------